سلام
شخصی نوشت های تقی را از اینجا دنبال کنید
شخصی نوشت های محمد را از اینجا دنبال کنید
این وبلاگ نیمه تعطیل می باشد.
و از این به بعد سعی می کنیم فعالیت های مان را در وبسایت سیستان نگاه متمرکز کنیم.
موفق باشید
سیستان به زبان تصویر
سلام
شخصی نوشت های تقی را از اینجا دنبال کنید
شخصی نوشت های محمد را از اینجا دنبال کنید
این وبلاگ نیمه تعطیل می باشد.
و از این به بعد سعی می کنیم فعالیت های مان را در وبسایت سیستان نگاه متمرکز کنیم.
موفق باشید
خواننده: احسان سلیمانی مقدم
نوع فایل: mp3
حجم: ۱٫۳۲ مگابایت
طراح: تقی خواجه
منبع:
در سیستان علاوه بر خارخانه ها که در مطبوع سازی هوای خانه ها نقش اساسی دارد کولک ها و سقف گنبدی خانه ها نیز همین کارکرد را دارا می باشند.
بر خلاف آنچه توسط عده ای از سیستان شناسان و یا دوستان سیستانی مدعی شناخت سیستان گفته می شود بادگیر های سیستان به سمت شمال می باشد. به این دلیل بادگیر ها دو کارکرد داشته اند کارکرد اولشان نسیم های بهاری را به درون خانه ها راه می داده است. و کارکرد دوم شان دود و گرما و بخار حاصل از آماده ساختن چای و پخت غذا را به بیرون از خانه رهنمون می نموده است.

شاید فلسفه نامگذاری کولک اشاره به شبه خانه بودن آن باشد یعنی کولک متشکل از کوله + ک تصغیر باشد کوله به معنای اتاق یا سازه سقف دار (انباری، خانه و …) و ک تصغیر پسوند آن معنای اتاق و یا کوله کوچک را به ذهن متبادر می کند.
در قسمتی از سقف های گنبدی که همیشه سایه بوده گهگاهی در خانه هایی مشاهده می شود که سوراخ های تعبیه شده که به دورچه (دریچه) معروف است. این دریچه ها در دیوار پشت خانه ها (رو به باد و قسمت همیشه سایه) نیز قابل مشاهده بوده است. کار این دریچه ها نیز جابجایی هوای نزدیک سطح زمین می باشد و در نتیجه مطبوع نموده هوای خانه.
مطالب جامع تر و عکس های بیشتر در منبع
منبع: سیستان نگاه
روی آجر ها را با مخلوطی از خاک و نمک می پوشانند تا هم نان بعد از پخت راحت جدا شود و هم نمک گرما را نگه می دارد. و شاید خاصیت پزشکی نیز داشته باشد. که من تخصصی در این زمینه ندارم.

منبع: وبسایت سیستان نگاه
“ﺣﺸﺮ“ دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺁﺏ ﺑﻬﺎﯾﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ زمین دار و یا کشاورز می بایست بپردازد ﻭ ﮔﺮ ﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺏ نباید هزینه ای بپردازد، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺣﻖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻻیﺭﻭﺑﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﻫﺮﻛﺲ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺳﻬمی که ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﺪ. ﻫﺮﺳﻬﻢ ﺁﺏ ﻳﻚ “ﻣﻲ“ (mey) ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻩ “ﻣﻦ“ ﺯﻣﻴﻦ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮﺳﻬﻢ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﻳﺪ ﻻﺭﻭﺑﻲ ﻛﺮﺩ کﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺑﻪ ﺁﻥ “ﻧﻴﻢﻣﺮﺩ“ ﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻦ ﺯﻣﻴﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﻻﺭﻭﺑﻲ ﻣﻲﺭﻭﺩ، ﺑﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻨﻲ“ﻳﻚ ﻣﺮﺩ“ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻫﺮ “ﻣﻦ“ ﺯﻣﻴﻦ۳۶۰ ﺗﺎ۴۰۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ،ﻛﺎﺭﮔﺮ ﻣﻲﻓﺮﺳﺘﻨﺪ.
ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﯼ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻧﻬﺮ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺑﺴﺘﮕﻲ
ﺩﺍﺭﺩ،ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺟﻮﺑﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﺮﻛﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﻻﺭﻭﺑﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪﯼ ﺑﻴﻞ ﻳﺎ “ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“
(longuta) ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ )“ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺎﺭﭼﻪ سفیدی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ
ﻣﻲﺑﻨﺪﻧﺪ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﻳﻚ “ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“ ﻛﻪ ۶ ﻣﺘﺮ ﻃﻮﻝ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﺳﻬﻢ می
دهند.
در عکس های فوق نیز که از لایروبی جویی در شهرستان نیمروز روستای
حجت آباد (روستای من) گرفته شده همین ملاک ها با حجم کمتر در نظر گرفته می
شود. حشر فقط برای رود هیرمند با نهراب (نورو) نیست بلکه در حجم های
کوچکتر مانند رود مشترک چند روستا و یا جوی آب اشتراکی یک روستا و یا جوی
آب زمین چند نفر هم می تواند باشد. اگر قاعده اصلی رعایت شود کسی که در این
کار شرکت نکند سهم آبی ندارد.
آنچه که خود مشاهده کردم این بود که اگر صاحب زمینی زمینش را
به کسی اجاره داده باشد صاحب زمین از این امر معاف و کسی که زمین را اجاره
کرده است باید در حشر باشد تا بتواند زمین خود را با سهم آب آبیاری کند.
این رسم که نشان و نماد تعاون و همکاری سیستانیان است رسمی
دیرینه است و سابقه ای به اندازه خود سیستان دارد. رسمی زیرکانه و مهم که
چند مساله مهم را با هم حل می کند. مساله حقابه، لایروبی رود ها و جوی ها و
گاهی دید و بازدید ها و مهم تر از همه رفع مشکلات و مسایلی که ممکن است
بخاطر آب پیش بیاید از معدود مسایلی ست که با این رسم مرتفع می شود.
البته با پیشرفت تکنولوژی این رسم نیز کمرنگ شده است.
مراسم اوشیدر که رسمی باستانی و آیینی ( مربوط به آیین زرتشت) مراسمی
دیگر برای استقبال از بهار بوده که در آن دختری جوان و باکره را زنان در
میان می گرفتند و در ساحل دریاچه هامون او را شسته و تا صبح روز عید به
پایکوبی می پرداختند.
مراسمی دیگر که مختص نوروز نمی باشد و در همه اعیاد سیستانی ها انجام می گیرد مراسم پرسه است که در پست مراسم پرسه در سیستان
می نوانید کامل مطلب را بخوانید. آشنایان و دوستان داغدار در مراسمی به
دیدار خانواده داغدار رفته و برای مرحوم آمرزش و برای بازماندگان تسلی خاطر
می خواهند.
در حین سال تحویل تمام پنجره ها را باز کرده تا خیر و خوشی و هر آنچه از خوبی هاست به درون خانه آمده و سالی خوش را نوید بخش باشد.
اين عكس ها نيز از آنجا گرفته شده است.
در زمینی مسطح دایره ای بزرگ کشیده و در مرکز دایره خطی می کشند و گوله
ها را (از همه باریکنان به تعداد مساوی گوله بر روی خط می گذارند و تعداد
آن با توافق بازیکنان تعیین می شود) بر روی آن قراد می دهند.
در فاصله ۵ الی ۱۰ متری (دوباره با توافق طرفین مسافت تعیین می شود) خطی دیگر می کشند که به آن “اته” می گویند.
بعد از آماده شدن زمین و چیدن گوله ها، بازیکنان پشت خط “اته” قرار می
گیرند. همه بازیکنان تیله خود را در دست چرخانده و به سمت تیله های کاشته
شده در خط مرکز دایره پرتاب می کنند.
بعد از اینکه همه بازیکنان تیله
های خود را به سمت مرکز انداختند بازی توسط فردی که تیله اش نزدیکترین تیله
به تیله های چیده شده باشد (اگر تشخیص سخت باشد از وجب برای تشخیص فاصله
استفاده می شود) شروع می شود.
همانگونه که اشاره کردم در این بازی قصد
برد و باخت است. به این دلیل بازیکنان باید تیله های چیده شده را از دایره
خارج کنند تا بتوانند آن تیله را تصاحب کنند. در صورتی که بازیکن اول موفق
نشد که تیله اش را به تیله های چیده شده بزند (در گویش سیستانی به عمل
خوردن تیله به تیله های چیده شده چک (chack) گفته می شود) نوبت بعدی به
فردی می رسد که فاصله اش نسبت به بازیکنان دیگر نزدیکتر است. و این عمل تا
آخرین بازیکن به همین صورت ادامه می یابد.
پایان بازی:
هر گاه تمام
تیله ها توسط بازیکنان خارج شد بازی به پایان می رسد و هر فردی توانست
تیله ای را از دایره خارج کند آن تیله جایزه اوست. و اگر اولین فرد توانست
همه تیله ها را خارج کند همه تیله ها از آن او خواهد شد و بازی همان جا به
پایان خواهد رسید. و اگر آخرین نفر هم نتوانست تیله ها را از دایره خارج
کند با همان ترتیب اولیه بازی ادامه خواهد یافت تا تیله ها همه از دایره
خارج شوند.
نکات:
هر فردی که به تیله اش به یکی از تیله های هدف
بخورد می تواند بعنوان جایزه دوباره تیله اش را به تیله هدف بزند و این
قاعده تا زمانی که تیله بازیکن به تیله هدف نخورد ادامه می یابد.
پ.ن:
از آنجایی که خیلی وقت است که بازی نکرده ام ممکن است چیزی را یادم رفته
باشد که در اینصورت خوشحال می شوم یادآوری بفرمایید تا اضافه و یا اصلاح
کنم.
بمناسبت عيد نوروز
امروز میخوام طرز تهيه لندو رو براتون بزارم(کاملا به سبک مجری برنامه آشپزی)چادر نشینان یا دامدارانی که در خارج از خانه به پرورش دام می پرداختند از آنجایی که یکجا ثابت نبودند و نمی توانستند برای نگهداری دام هایشان بهاربند (طویله) بسازند به این دلیل از گاش استفاده می کنند. گاش ها ممکن بود همیشگی نباشد. این نوع حصار روباز است چون خارج از محل های سکونت و در دشت ها و گاهی در دریاچه هامون ساخته می شدند برای ساخت شان از ابزار خاصی جز چوب کرگز و بته (نوعی گیاه شور) استفاده نمی شده است.
وظیفه گاش ها علاوه بر نگهداری گله و جلوگیری از پراکندگی و گم نشدن بره ها و بزغاله ها و یا گوسفندان و بز ها برای حفظ گله از حملات حیوانات وحشی نظیر گرگ را نیز بوده است.
ساخت شان به تخصص زیادی نیاز نداشته و از داخل زمین زدن چوب های راست کرگز و در پشت آن گیاه بته که تصویر آن در عکس های موجود در پست قابل مشاهده است ساخته می شد. البته در نوعی دیگر از آن از چوب استفاده نمی شده و فقط گیاه بته است که روی هم چیده می شده است.
منبع:
انسان ها همیشه اهمیت خاصی برای حفظ حریم خصوصی خود داشته اند و برای این از راههای مختلفی بوجود آمده است یکی از آنها تعیین حریم می باشد و ورود به این حریم نوعی تخطی می باشد.
این تعیین حریم باعث بوجود آمدن مالکیت میشود و بعد مدتی این مالکیت باعث
تعیین حریم برای ملک افراد میشود در سیستان نیز برای حفظ حریم ملک خود از
تنگ بستن استفاده میشده.
در سیستان دو نوع تنگ وجود دارد. یک نوع که عکس آن در زیر دیده میشود با نی
ساخته میشود نوع دیگر با چوب درخت کورگز و نوع دیگر با گیاهی معروف به
بوته bota
نام تنگها نیز با توجه به استفاده آنها فرق می کند. تنگی که برای دام استفاده میشود به گاش معروف است و در قدیم برای حفظ نی ها و علوفه ها نیز تنگ هایی درست می کردندکه به نی بند معروف بوده.
این اطلاعات ناقص بوده و از دوستان میخواهم این اطلاعات را تکمیل کنند.
میروم سراغ عکس ها
![[تصویر: 1318837647_3_e2f29c2c98.jpg]](http://www.sistaniha.info/imgup/3/1318837647_3_e2f29c2c98.jpg)
![[تصویر: koshtikach.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach.jpg)
![[تصویر: koshtikach1.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach1.jpg)
![[تصویر: koshtikach2.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach2.jpg)
![[تصویر: koshtikach3.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach3.jpg)
![[تصویر: koshtikach4.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach4.jpg)
![[تصویر: koshtikach5.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach5.jpg)
![[تصویر: koshtikach6.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/pic/koshtikach/koshtikach6.jpg)
* به دليل گرما و رطوبت موجود در پهن چوبي كه در زيرشان مي ماند ترك بر نمي دارد و سفت ميشود. و موقع چوب بازي به دليل ترك نداشتن در دست بهتر جا مي گيرد.البته براي اين كه چوب ترك بر ندارد در زير آب هم مي گذارند چوب را.
دقت كنيد:
البته سوزی ای بهتر است که دانه (در سیستان به گل و دانه اش میگویند خول khul) نداشته باشد. به قول سیستانی ها نوجی noji (تازه و جوان) باشد
*گیاهی که در خوراک سوزی استفاده می شود. گیاه ازمک با اسم علمی Cardaria draba نام دارد.
مجسمه سه سوار

و اگر بخواهيم اين نگاه را كاهش دهيم باز هم بايد خود رسانه اين كار را انجام دهد. رسانه با ساخت برنامه هايي ناقض اين نگاه مي تواند به ضعيف كردن اين نوع نگاهها كمك كند. رسانه به عنوان نقش واسط بين مردم و مسئولين مي تواند با بازتاب درست اخبار باعث شناساندن درست فرهنگ و مردم اين ناحيه از ايران در كشور عزيزمان شود. و انتخاب مسئولين بومي بدليل آگاه بودن و شناخت بهتر نسبت به مردم و تقويت نگاههاي مثبت در تقويت اين نوع نگاه مي تواند موثر باشد.
اين مطلب قبلا در وبسايت سيب پرس منتشر شده است...
فرهنگ...
تا الان خیلی از ما شنیده ایم که یکی را متهم به بی فرهنگی میکنند و یکی را هم مبری از این و با فرهنگ خطاب می کنند...
فرهنگ هم مانند خیلی از مباحث دیگر تعریف های متعددی شده و تعریف جامع و واحدی هم برای آن وجود ندارد...
ولی اکثر متفکران و اندیشمندان در اینکه موسیقی جزئی از فرهنگ یک سرزمین است متفق القول اند.
حال میخواهم این سوال را مطرح کنم که موسیقی در کجای زندگی مردم سیستان قرار دارد و موسیقیدانان چطور؟
دلایل عدم رشد موسیقی سیستان چیست و برای رفع این عوامل چه باید کرد؟
معضل هایی که ممکن است سر راه موسیقی دانان آینده قرار بگیرد چه خواهند بود؟
و سوالهایی از این دست...
درباره موسيقي سيستان:
از زمانی که اساتید گرام شریف و علی شهری شروع به فعالیت در عرصه موسیقی سیستان کرده اند زمانی بس میگذرد و بعد از آن معدود افرادی در این زمینه فعالیت داشته اند که از آن جمله اند استاد رئیس الذاکرین و شبستری و تعدادی از فعالین دیگری که نشان و نامی ازشان نیست و یا من اطلاعی از آنها ندارم.
استاد رئیس الذاکرین که خود قصد خوانندگی نداشته شعرهایی آماده میکنند تا
استاد شبستری آنها را اجرا کنند ولی از آنجایی که استاد اوضاع زمانه را
چندان مثبت نمی بیند از انجام این کارها امتناع میکند و این آثار توسط خود
استاد رئیس الذاکرین در رادیو اجرا می شود.
بعد از مدتی که بازار موسیقی سیستان کاملا کساد بوده و کسی در پی احیاء
موسیقی و کار در این زمینه نبوده دوباره موسیقی سیستانی جان میگیرد نمی
دانم جرقه این را از کجا و چه کسی بدانم ولی به نظر می آید که ورود استاد
آتشگر در این زمینه چندان بی تاثیر نباشد...
موسیقی سیستان (البته فقط دهل و ساز در درجه اول و سازهای دیگر در وهله و
رتبه های بعد) کمی جان میگیرد تا جایی که حتی این موسیقی برای افتتاحیه
المپیک آتن هم دعوت می شود و متاسفانه در درون استان و کشور با کمترین
بازتاب خبری مواجه میشود (شاید هم من زیاد حضور ذهن ندارم) ..
موسیقی سیستان تا زمانی بس مدید به صورت کند ادامه می یابد و گاهی اصلا
کاری نمی شود و اگر کارهایی در این زمنیه می شود تکثیر نمی شود (قول یکی از
دوستان فعال در این زمینه) و یا اگر هم تکثیر میشود آنقدر کم است که کس
زیادی در جریان توزیع و نشر این آثار قرار نمی گیرد. که این یکی از معضلات و
چالش های بزرگ موسیقی سیستان است به گونه ای که آهنگ های آقای بندانی توسط
دانشگاه برای همایش افتخارات سیستان خریده می شود و فقط محدود به دانشگاه
تکثیر و بعد از آن برنامه روی به فراموشی و خاموشی میگذارد...
در این وانفسای خاموشی موسیقی فولکلور سیستان آهنگ گوچه زابل از خواننده ای
ناشناس که بعدها مشخص میشود آقای پیری بوده منتشر میشود و مدتی می شود
آهنگی که در گوشی هر سیستانی ای میشد پیدایش کرد و موسیقی روز می شود. این
می شود جرقه ای برای دیگر رپر ها و پاپ خوان ها که موسیقی را به گویش
سیستانی اجرا کنند...
از آنجایی که هنرمندی برای جهت دادن به این طیف از جوانان وجود ندارد به
راهی که نباید موسیقی سیستان سوق می یابد به گونه ای که می بینیم آهنگ های
طنز رپی خوانده می شود که نه شعرشان بار موسیقیی دارد و نه آهنگشان...
خوب این خلاصه ای از چیزی بود که من می دانستم و خوشحال میشوم دوستانی که بیشتر در جریان اند ما را آگاه کنند.
خب می پردازم به چالش ها
یکی از چالش ها را در پاراگرافهای قبل اشاره کردم حال به بقیه این چالش ها
می پردازیم. اگر کمی دقت کرده باشید می بینید که بسیاری از کسانی که وارد
عرصه موسیقی سیستان می شوند آگاهی زیادی از قدیمی های این عرصه ندارند و حتی
گاهی حتی نامی هم از هنرمندان قبلی شان در ذهن ندارند این را میتوان
بزرگترین چالش فراروی موسیقی دانان سیستانی دانست. چالشی دیگر که باید
اشاره شود بازخوانی مدام آهنگ های خواننده های قبل است. این آنقدر گسنرده
است که حتی آهنگ فولکلکور "موکه مه کنجکه تونو" به رپ هم خوانده می شود و
کمترین نقد و انتقاد از جانب فعالین این عرصه به اینم وارد می شود.
چالش عدم آشنایی با
دستگاههای موسیقایی سیستان و تحقیق جامع در این زمینه است به گونه ای که
وقتی نام ساز چورگیر را برای خیلی از قدیمی های فعال موسیقی سیستان میبرم
میگوید که من تا الان چنین نامی نشنیده ام!.
چالش دیگری که فراروی موسیقی سیستان هستند ناخودباوری فعالین این عرصه است و
گاهی این ناخود باوری باعث ایجاد این فکر شده که مردم سیستان از موسیقی
دورند و زیاد دوست ندارند وارد این عرصه شوند ولی آنچه تا الان مشاهده شده
عکس این مطلب را اثبات نموده است.
جدیدا گاهی که پیچ رادیو را باز میکنم متوجه میشوم که آهنگهایی که از رادیو
پخش میشود با ارگ توسط موسیقیدان های قدیمی اجرا شده پخش می شود و این یعنی
اینکه امکانات کافی برای کار در این عرصه وجود ندارد. و چون امکانات کافی
وجود ندارد چاره ای جز روی آوردن به کارهای مبتذل و سطح پایین نمی ماند.
به نظر شما چه باید کرد برای وارد کردن نسل جوان به عرصه موسیقی؟
sistankade.ir
این لینک وبسایتمونه..
اگه دوست داشتین عضو بشین ولی برای نوشتن توش باید شرایط خاصی داشته باشین که یکی از اونا شناخته بودنتون هست.
عضویت بازه ولی امکاناتی برای اعضای عادی باز نیست..
باید با مدیر وبسایت هماهنگ کنید تا براتون امکانات رو باز کنه....
با سلام
دوستان گرامی امروز در خدمت شما هستیم با کلیپی از رمضونیکه در سیستان
![[تصویر: RAMAZONIKA.jpg]](http://dl.sistaniha.net/media/Clips/Ramazonika/RAMAZONIKA.jpg)
دانلود با کیفیت خوب
پسوند: wmv
حجم: 5.2 مگ
زمان: 3 دقیقه
دانلود با کیفیت پایین (موبایل)
حجم: 2 مگ
پسوند: 3gp
موفق و مانا باشید
بمناسبت تولدم ...
فصل تیرماه و برداشت هندوارنه و خربزه از پالیز های زابل
البته تا الان اکثر پالیز ها به دلیل گرمای شدید از بین رفته اند. و پالیز
هایی که از این گرما جان سالم بدر ببرند میگویند "تیرماهی" شده اند و تا
شهریور بار خواهند داد.
بي بي سكينه اين روز ها وقت سر خاراندن ندارد.
حق هم دارد. پا به پاي بچه هايش درو مي كند. انگار خستگي ندارد اين شير زن.
منگال را كه در دست مي گيرد زمين هم ياراي مقاومت در برابرش را ندارد ساقه نحيف گندم كه جاي خود دارد. مي گويد بعد از ظهر بايد گندم هاي درو شده را جمع كنيم وگر نه اگر امشب باد بيايد ذره اي از دوري مان را برايمان نمي گذارد.
بعد از ظهر دوباره بر مي گردم. من كه مي آيم بيشتر درو جمع شده . دسته هاي كوچك را روي هم گذاشته اند تا بزرگتر شود روي شان خشتي گذاشته اند كه اگر باد بيايد نتواند گندم ها را ببرد. خوشه گندم را جهت مخالف باد رو به جنوب و طرف بدون خوشه اش را رو به باد بطرف شمال گذاشته اند.
بي بي چرا شيب و بالا گذاشتين چرا به بغل و قبله مشرق نگذاشتين؟
پسرم اگه به بغل بذاريم باد همه دسته ها رو خراب مي كنه. اونوقت چيزي براي برداشتمون نمي مونه. وقتي كه پشت به باد مي ذاريم خوشه ها رو باد نمي تونه خراب كنه. جز اين هر چي هم كه باد تند باشه حتي دسته هم خراب نمي شه.
دسته ها كه جمع مي شود. سهراب وسايل را جمع مي كند. قدم زنان راه را طي مي كنيم
بي بي چرا دروي همين امروزتون رو خرمن نمي كنيد؟
اگه دروي همين امروز را خرمن كنيم چون ساقه گندم ها كمي خيس و حجم گندم ها كه روي هم قرار مي گيرد زياد است و هوا به گندم ها كم مي رسد رطوبت ايجاد مي شود كه باعث خراب شدن محصول مان مي شود. براي اين هم چند روزي مي گذاريم كه ساقه ها خشك شود و بعد از آن نيز آنها را خرمن مي كنيم.
هنوز بي بي دارد توضيح مي دهد. به دروي چند روز قبل شان رسيديم.زمين شان بزرگ است هكتارش را نمي دانم ولي 15 روز پيش شروع به درو كرده اند و هنوز هم 10 روز ديگر را دارد. سهراب وسايل را پياده مي كند. بي بي حيله را بر مي دارد.
بي بي چون توان بلند كردن بار سنگين را ندارد كلاك (فرشي مربع شكل شبيه سفره هاي نان سيستاني كه در چهار گجوشه اش نخي تعبيه شده) مي بندد دسته هاي گندم را با كمك ابزاري به نا ايله eila (ابزاري وي شكل) درون كلاك قرار مي دهد.
سهراب و تهمينه كمكش مي كنند و نخ هاي كلاك را محكم مي بندند تا مبادا وسط راه نخ ها باز شود و گندم ها زمين بريزد. تهمينه كمك مي كند سهراب كلاك را روي سر بگذارد.
چرا ايستادي بيا كمك كن..
من؟
آري پسرم..
من بلد نيستم...
بيا خودم بهت ياد مي دم دو بار اين كار را بكني ياد مي گيري. ايله را مي دهد دست من. كار با ايله قلق مي خواهد براي من كه تا الان كاري نكرده ام ياد گرفتنش سخت است چند بار توضيح مي دهد.
با كمي تلاش و توضيحات بي بي مي دانم چگونه ايله را در دست بگيرم كه گندمي بر زمين نماند.
مي رود پاي كلمن كمي آب بخورد. آب كه مي خورد دوباره سمت من مي آيد
ايله رو بده پسرم..
نه بي بي من جوونم شما پير. تا حالا كه ياد نداشتم بهونه داشتم ولي حالا كه ياد گرفتم نامرديه كه بذارم شما با اين سن كار كنيد و من تماشا كنم.
كمي استراحت كن بي بي جان..
خير ببيني پسرم...
اين را كه مي گويد بيشتر ذوق مي كنم و اشتياقم براي كمك بيشتر ميشود ..
نيم ساعتي كمكش مي كنم. دستانم شروع به سوختن مي كند. آب بيني ام شروع به ريختن مي كند چشمانم كمي مي سوزد.
لبخند مي زند. دستش را دراز مي كند كه ايله را بگيرد
ـ درسته كه جوان روغن نباتي ايم بي بي ولي مردي چشمه اش در ما نخشكيده كه ايله رو به تو بدم...
لبخندي مي زند خدا از جووني كمت نكنه پسرم.
ادامه دارد...
مگیرو که تو سر شاعر قرنی
نمتنی که اینجا نقش نو پرنی
نمتنی بوگی لعنت و شعر تو
شعر که جز مه ایچکه از برنی(ست)
نمتنی بوگی که دروغ اصل تره
دنیای ما صحرای محشر نی
نمتنی بوگی جز ای گپ نیه
رو دل ما جو ور ای گپا ور نی
خودکارو دفتر از تو شعر از تو
مثل کوته گوش ما جو کر نی
گفته گپ نو دره یو مونده
سیستونی میگه گپ آخر نی
به گزارش خبرگزاری انجمن قلم ایران
در امتداد اجرای انتشار"صد اثر از صد نو قلم" طرح مشترک انجمن قلم ایران و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،به تازگی مجموعه اشعار"به وقت کبوتر" سروده "علی شهریاری"از سوی انتشاراتی این تشکل روانه بازار شد.

مجموعه اشعار "به وقت کبوتر" در103 صفحه ، قطع رقعی ، با شمارگان 2200 تسخه به بهای 1250 تومان منتشر شده است. علاقمندان می توانند این کتاب را از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران_ خیابان سید جمال الدین اسد آبادی_ بالاتر از میدان سید جمال الدین اسد آبادی، بعد از کوچه 44 – شماره 358 _ تلفن 88214440 تهیه کنند.
گفتنی است دکتر علی شهریاری از شاعران خوش قریحه ی سیستان بوده که با حضور مستمر در انجمن های ادبی متعدد کشور نام خود را در شمار شاعران فرهیخته و صاحب نام این خطه ثبت نموده است.
علاقمندان جهت ارتباط با مولف این اثر می توانند با رایانامه ی ایشان به نشانیashk_se80@yahoo.com تماس حاصل فرمایند.
او لَ لَ تو آسوكِ خا بگفتي برفتي
الوون دل موكِ خا بگفتي برفتي
ما مونده نو سيستون كه جو دارَ انوز
ور بونَ تو از كوكِ خا بگفتي برفتي
مهارت: تقويت قدرت و سرعت آمادگي جسماني
وسايل مورد نياز: هيچ
روش بازی:
دو نفر از دو گروه به میدان می روند و رو به روی هم قرار می گیرند و یکی از پاهای
خود را بلند کرده و دست به سینه لي لي به سوی هم حرکت می کنند و با قدرت به
هم دیگر می کوبند و این کار تا زمانی ادامه می یابد که یکی از طرفین در اثر قدرت طرف
دیگر تعادلش را از دست بدهد یا دست هایش باز شود یا پایی را که بلند کرده به زمین
بخورد
مكان هاي مناسب براي بازي:
در مکان های مختلف با تعداد افراد بیشتر بصورت تک به تک یا گروهی انجام شود و می توان برای آن قوانینی وضع کرد.
بازار زنجير فروشان
بلوچي دوزي سوزن دوزي بلوچ در بازار زابل
تنوع شال
از اين شال ها موقعي كه هوا طوفاني هست و همچنين گرم استفاده مي كنند. موقع طوفان دور سر مي پيچند موقع گرما روي سر مي اندارند.
كودك كار سيستان
!!![[تصویر: 1336283368_3_dce31b40ad.jpg]](http://www.sistaniha.info/imgup/3/1336283368_3_dce31b40ad.jpg)
میگی سلام ور تو که ور مه غریبه ای
