X
تبلیغات
سيستان نگاه

سيستان نگاه

سیستان به زبان تصویر

سلام

شخصی نوشت های تقی را از اینجا  دنبال کنید

شخصی نوشت های محمد را از اینجا دنبال کنید

این وبلاگ نیمه تعطیل می باشد.

و از این به بعد سعی می کنیم فعالیت های مان را در وبسایت سیستان نگاه متمرکز کنیم.

موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه 

احسان سلیمانی مقدم

احسان سلیمانی مقدم

دانلود کنید

دانلود کنید


خواننده: احسان سلیمانی مقدم

نوع فایل: mp3

حجم: ۱٫۳۲ مگابایت

طراح: تقی خواجه

منبع:

سیستان نگاه

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


چه کسی در نگاه مهربان پدر خستگی را خواهد فهمید؟


برچسب‌ها: روز پدر و ولادت حضرت علی, ع
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


در سیستان علاوه بر خارخانه ها که در مطبوع سازی هوای خانه ها نقش اساسی دارد کولک ها و سقف گنبدی خانه ها نیز همین کارکرد را دارا می باشند.

بر خلاف آنچه توسط عده ای از سیستان شناسان و یا دوستان سیستانی مدعی شناخت سیستان گفته می شود بادگیر های سیستان به سمت شمال می باشد. به این دلیل بادگیر ها دو کارکرد داشته اند کارکرد اولشان نسیم های بهاری را به درون خانه ها راه می داده است.  و کارکرد دوم شان دود و گرما و بخار حاصل از آماده ساختن چای و پخت غذا را به بیرون از خانه رهنمون می نموده است.

شاید فلسفه نامگذاری کولک اشاره به شبه خانه بودن آن باشد یعنی کولک متشکل از کوله + ک تصغیر باشد کوله به معنای اتاق یا سازه سقف دار (انباری، خانه و …) و ک تصغیر پسوند آن معنای اتاق و یا کوله کوچک را به ذهن متبادر می کند.

در قسمتی از سقف های گنبدی که همیشه سایه بوده گهگاهی در خانه هایی مشاهده می شود که سوراخ های تعبیه شده که به دورچه (دریچه) معروف است. این دریچه ها در دیوار پشت خانه ها (رو به باد و قسمت همیشه سایه)  نیز قابل مشاهده بوده است. کار این دریچه ها نیز جابجایی هوای نزدیک سطح زمین می باشد و در نتیجه مطبوع نموده هوای خانه.

مطالب جامع تر و عکس های بیشتر در منبع

منبع: سیستان نگاه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

تنور در سیستان مقدس است به گونه ای که اگر کسی خانه اش را ترک کند تنور را خراب نمی کند.
تنور از خشت خام ساخته می شده و با پیشرفت تکنولوژی خشت خام جای خود را به آجر داده است.

روی آجر ها را با مخلوطی از خاک و نمک می پوشانند تا هم نان بعد از پخت راحت جدا شود و هم نمک گرما را نگه می دارد. و شاید خاصیت پزشکی نیز داشته باشد. که من تخصصی در این زمینه ندارم.

پخت نان محلی سیستان

منبع: وبسایت سیستان نگاه


برچسب‌ها: لوبندک, نان تافتون, نان سنتی, نان سیستان, نان محلی سیستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 7:1 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

ﺁﺏ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ در گذشته و حال از رودخاهنه هیرمند تامین می شده است و می شود. از آنجایی که سیلاب های این ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﻞ ﻭﻻ‌ﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﻣﻲ‌ﺁﻭﺭﺩ، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﺍﻥ ﺑﻪ لایروبی نهرها در یک روز مشخص و بصورت دسته جمعی اقدام ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ،ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ “ﺣﺸﺮ“ ﻣﻲ‌ﮔﻮﻳﻨﺪ. از آنجایی که در گویش سیستانی “ح” تلفظ نمی شود “اشر” گفته می شود.

“ﺣﺸﺮ“ دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺁﺏ ﺑﻬﺎﯾﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ زمین دار و یا کشاورز می بایست بپردازد ﻭ ﮔﺮ ﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺏ نباید هزینه ای بپردازد، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺣﻖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻻ‌یﺭﻭﺑﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

ﻫﺮﻛﺲ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺳﻬمی که ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﺪ. ﻫﺮﺳﻬﻢ ﺁﺏ ﻳﻚ “ﻣﻲ“ (mey) ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻩ “ﻣﻦ“ ﺯﻣﻴﻦ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮﺳﻬﻢ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﻳﺪ ﻻ‌ﺭﻭﺑﻲ ﻛﺮﺩ کﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼ‌ﺡ ﺑﻪ ﺁﻥ “ﻧﻴﻢ‌ﻣﺮﺩ“ ﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻦ ﺯﻣﻴﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﻻ‌ﺭﻭﺑﻲ ﻣﻲ‌ﺭﻭﺩ، ﺑﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻨﻲ“ﻳﻚ ﻣﺮﺩ“ﻣﻲ‌ﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻫﺮ “ﻣﻦ“ ﺯﻣﻴﻦ۳۶۰ ﺗﺎ۴۰۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ،ﻛﺎﺭﮔﺮ ﻣﻲ‌ﻓﺮﺳﺘﻨﺪ.

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ‌ﯼ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻧﻬﺮ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ،ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺟﻮﺑﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻫﺮﻛﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﻻ‌ﺭﻭﺑﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪ‌ﯼ ﺑﻴﻞ ﻳﺎ “ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“ (longuta) ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﻧﺪ )“ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺎﺭﭼﻪ سفیدی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻲ‌ﺑﻨﺪﻧﺪ) ﻣﻌﻤﻮﻻ‌ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﻳﻚ “ﻟﻨﮕﻮﺗﻪ“ ﻛﻪ ۶ ﻣﺘﺮ ﻃﻮﻝ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﺳﻬﻢ می دهند.
در عکس های فوق نیز که از لایروبی جویی در شهرستان نیمروز روستای حجت آباد (روستای من) گرفته شده همین ملاک ها با حجم کمتر در نظر گرفته می شود. حشر فقط برای رود هیرمند با نهراب (نورو) نیست بلکه در حجم های کوچکتر مانند رود مشترک چند روستا و یا جوی آب اشتراکی یک روستا و یا جوی آب زمین چند نفر هم می تواند باشد. اگر قاعده اصلی رعایت شود کسی که در این کار شرکت نکند سهم آبی ندارد.

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

آنچه که خود مشاهده کردم این بود که اگر صاحب زمینی زمینش را به کسی اجاره داده باشد صاحب زمین از این امر معاف و کسی که زمین را اجاره کرده است باید در حشر باشد تا بتواند زمین خود را با سهم آب آبیاری کند.
این رسم که نشان و نماد تعاون و همکاری سیستانیان است رسمی دیرینه است و سابقه ای به اندازه خود سیستان دارد. رسمی زیرکانه و مهم که چند مساله مهم را با هم حل می کند. مساله حقابه، لایروبی رود ها و جوی ها و گاهی دید و بازدید ها و مهم تر از همه رفع مشکلات و مسایلی که ممکن است بخاطر آب پیش بیاید از معدود مسایلی ست که با این رسم مرتفع می شود.

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

البته با پیشرفت تکنولوژی این رسم نیز کمرنگ شده است.

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان

اشر رسمی کهن و نماد تعاون و همکاری در سیستان


برچسب‌ها: حشر در سیستان, لایروبی سیستان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


امروز عکس هایی از یک نوع خار در سیستان گذاشتم به نام "چغک" به فتح چ و غ این خار محصولی میده به نام مشلگ به ضم م و ش (ممکنه نامش محصولش مربوط به منطقه ما باشد)
می روم سراغ عکس ها

[تصویر: 1318836743_3_912369384b.JPG]


[تصویر: 1318837052_3_bd901c1b30.JPG]


[تصویر: 1318837113_3_b54abfe9a5.JPG]


[تصویر: 1318837134_3_dc5ab206dd.JPG]


برچسب‌ها: عكس هايي از طبيعت زابل, گياه چغك, خار چغك, عكس سيستان, عكس زابل
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

ضمن عرض تبریک عید باستانی نوروز به دوستان گرامی و خوانندگان محترم مطلب ذیل درباره نوروز در سیستان می باشد.
نوروز در سیستان نیز مانند اقوام و مناطق ایران و بعضی کشور های همسایه از جایگاه والایی برخوردار است. در سیستان نوید بخش بهار آمدن پلپلاسی (پرستو) و بلبلان و سر سبزی و نسیم باد (شمال باد یا باد آرام) می باشد. مردم سیستان برای رفتن به پیشواز عید مراسم خاص خود را دارند. مراسمی که نشان از نوع دوستی و آینده نگری شان دارد. مردمی شاد و مهمان نواز که با توجه به سرسختی طبیعت شان سخت به این اصول و عقاید پایبندند. مراسم نوروزی سیستان به مراسم قبل از عید و بعد از عید تقسیم میشود: چند روز قبل از عید مردم با پخت کلوچه و خانه تکانی و آماده کردن لباس های نو به استقبال بهار می روند. همچنین با گذاشتن سبزه ها بر چهارسوی سقف خانه و همچنین زدن سبزه روی درب اصلی خانه (به مراسم علفه معروف است) که نماد سبزی و نشاط و همچنین امیدی یست برای سالی نیکو به استقبال بهار می روند.

مراسم اوشیدر که رسمی باستانی و آیینی ( مربوط به آیین زرتشت) مراسمی دیگر برای استقبال از بهار بوده که در آن دختری جوان و باکره را زنان در میان می گرفتند و در ساحل دریاچه هامون او را شسته و تا صبح روز عید به پایکوبی می پرداختند.
مراسمی دیگر که مختص نوروز نمی باشد و در همه اعیاد سیستانی ها انجام می گیرد مراسم پرسه است که در پست مراسم پرسه در سیستان می نوانید کامل مطلب را بخوانید. آشنایان و دوستان داغدار در مراسمی به دیدار خانواده داغدار رفته و برای مرحوم آمرزش و برای بازماندگان تسلی خاطر می خواهند.

 

نوروز در سیستان

نوروز در سیستان

در حین سال تحویل تمام پنجره ها را باز کرده تا خیر و خوشی و هر آنچه از خوبی هاست به درون خانه آمده و سالی خوش را نوید بخش باشد.
همچنین فردی از خانواده و یا فامیل که به خوش قدمی و نیکرویی معروف اولین کسی ست که بعد از سال تحویل وارد خانه می شود تا سالی نیکو در پیش باشد.
بعد از مراسم سال تحویل یکی دیگر از مراسم برگزار می شود که نماد کامل انسانیت و صله ارحام می باشد. فامیل ها در مکانی جمع شده و به صورت دسته جمعی به خانه آشنایان و دوستان و فامیل ها می روند. در این مراسم مردم از بیماران عیادت می کنند و در بازدید از هر خانه کینه ها و کدورت ها بر طرف می شوند. ( این مراسم در روستاهای سیستان هنوز هم رواج دارد اگر چه در شهر زابل ممکن است کم رنگتر شده باشد.)
اما چند پیام تبریک به گویش سیستانی:
* پینر سوز که زمی و بر خا کرده خور از بهار دار. عید نوروز مبارک
* گل کرگز پیشکش بهار ور تو عیدتان مبارک
* پلپلاسی و شمال باد (نسیم) از طرف ما عیده ور شما تبریک می گه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

پرورش شتر مرغ در دانشگاه زابل

اين عكس ها نيز از آنجا گرفته شده است.


[تصویر: 1318537418_3_2997820c4d.JPG]


[تصویر: 1318537509_3_c80a9fad5a.JPG]


[تصویر: 1318537590_3_945437d189.JPG]


[تصویر: 1318537649_3_b9e8ff21ec.JPG]

برچسب‌ها: عكس هايي از طبيعت زابل, شتر مرغ سيستان, عكس سيستان, عكس زابل, عكس هايي از طبيعت سيستان
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

بازی لیره از سری بازی های گوله بازی می باشد که دارد به خاطرات مان می پیوندد.
برای این بازی نیازی به “مایه”، “اته”، “شوند” و … نیست. این بازی دوستانه نیست و فقط مسابقه ای ست. یعنی در این بازی فقط برد و باخت مطرح می باشد.
امکانات مورد نیاز برای انجام بازی
۱: زمین مسطح
۲: گوله (با توجه به توافق بازیکنان تعداد گوله ها تعیین می شود)
۳: بازیکن (تعداد شان اختیاری است).
هدف از این بازی قوی کردن تمرکزافراد  می باشد.

گوله بازی سیستان

گوله بازی سیستان

در زمینی مسطح دایره ای بزرگ کشیده و در مرکز دایره خطی می کشند و گوله ها را (از همه باریکنان به تعداد مساوی گوله بر روی خط می گذارند و تعداد آن با توافق بازیکنان تعیین می شود) بر روی آن قراد می دهند.
در فاصله ۵ الی ۱۰ متری (دوباره با توافق طرفین مسافت تعیین می شود) خطی دیگر می کشند که به آن “اته” می گویند.
بعد از آماده شدن زمین و چیدن گوله ها، بازیکنان پشت خط “اته” قرار می گیرند. همه بازیکنان تیله خود را در دست چرخانده و به سمت تیله های کاشته شده در خط مرکز دایره پرتاب می کنند.
بعد از اینکه همه بازیکنان تیله های خود را به سمت مرکز انداختند بازی توسط فردی که تیله اش نزدیکترین تیله به تیله های چیده شده باشد (اگر تشخیص سخت باشد از وجب برای تشخیص فاصله استفاده می شود) شروع می شود.
همانگونه که اشاره کردم در این بازی قصد برد و باخت است. به این دلیل بازیکنان باید تیله های چیده شده را از دایره خارج کنند تا بتوانند آن تیله را تصاحب کنند. در صورتی که بازیکن اول موفق نشد که تیله اش را به تیله های چیده شده بزند (در گویش سیستانی به عمل خوردن تیله به تیله های چیده شده چک (chack) گفته می شود) نوبت بعدی به فردی می رسد که فاصله اش نسبت به بازیکنان دیگر نزدیکتر است. و این عمل تا آخرین بازیکن به همین صورت ادامه می یابد.
پایان بازی:
هر گاه تمام تیله ها توسط بازیکنان خارج شد بازی به پایان می رسد و هر فردی توانست تیله ای را از دایره خارج کند آن تیله جایزه اوست. و اگر اولین فرد توانست همه تیله ها را خارج کند همه تیله ها از آن او خواهد شد و بازی همان جا به پایان خواهد رسید. و اگر آخرین نفر هم نتوانست تیله ها را از دایره خارج کند با همان ترتیب اولیه بازی ادامه خواهد یافت تا تیله ها همه از دایره خارج شوند.
نکات:
هر فردی که به تیله اش به یکی از تیله های هدف بخورد می تواند بعنوان جایزه دوباره تیله اش را به تیله هدف بزند و این قاعده تا زمانی که تیله بازیکن به تیله هدف نخورد ادامه می یابد.
پ.ن:
از آنجایی که خیلی وقت است که بازی نکرده ام ممکن است چیزی را یادم رفته باشد که در اینصورت خوشحال می شوم یادآوری بفرمایید تا اضافه و یا اصلاح کنم.


برچسب‌ها: گوله بازی, تیله بازی, بازی محلی سیستان, بازی بومی, بازی محلی ایران
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام

بمناسبت عيد نوروز

امروز میخوام طرز تهيه لندو رو براتون بزارم(کاملا به سبک مجری برنامه آشپزی)
مواد لازم
خرما 500 گرم
گندم 600 گرم
کنجد به مقدار لازم
برای تهییه این غذا که گویند اسکندر برای عبور از دشتی (فکر کنم مسیر کرمان) از این غذا استفاده کرده است
اول از همه هسته خرما را جدا کرده و در ظرفی که میخواهید غذا را آماده کنید به صورت نپخته بریزید.
بعد از آماده کردن خرما نوبت گندم است که بعد از خوب برشته شدن، گرما گرم باید در خرما ریخته شود.
کنجد هم به همین صورت اضافه شود (دقیقا نمی دونم باید برشته بشه یا اینکه نیازی نیست)
وقتی همه گندم ها و کنجد ها به خرما اضافه شد
مواد رو با هم مخلوط کرده و زیر بار سنگین میگذاریم تا بهم خوب بچسبند و سفت شوند.
بعد از 12 الی 13 ساعت از زیر بار برداشته و به شکل دلخواه در آورده و میل نمایید.
(وزن ها رو تقریبی گفتم و زیاد به این وزن ها اعتماد نکنید.)
موفق باشید


برچسب‌ها: آشپزخانه سيستاني, غذاي محلي و بومي سيستان, طرز تهيه لندو, غذاهاي بومي و محلي ايران
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


این گیاه گیاهی شور بوده و بیشتر در زمین های شور رشد می کند.

[تصویر: 1315060901_3_e38d6a4fb2.JPG]


[تصویر: 1315061209_3_7139f7a6bc.JPG]

موفق و مانا باشید
برچسب‌ها: عكس هايي از طبيعت سيستان, گياه بوني, عكس هايي از سيستان, عكس هايي از طبيعت زابل
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

چادر نشینان یا دامدارانی که در خارج از خانه به پرورش دام می پرداختند از آنجایی که یکجا ثابت نبودند و  نمی توانستند برای نگهداری دام هایشان بهاربند (طویله) بسازند به این دلیل از گاش استفاده می کنند. گاش ها ممکن بود همیشگی نباشد. این نوع حصار روباز است چون خارج از محل های سکونت و در دشت ها و گاهی در دریاچه هامون ساخته می شدند برای ساخت شان از ابزار خاصی جز چوب کرگز و بته (نوعی گیاه شور) استفاده نمی شده است.

گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها
گاش ها محلی برای نگهداری دام ها

وظیفه گاش ها علاوه بر نگهداری گله و جلوگیری از پراکندگی و گم نشدن بره ها و بزغاله ها و یا گوسفندان و بز ها برای حفظ گله از حملات حیوانات وحشی نظیر گرگ را نیز بوده است.

ساخت شان به تخصص زیادی نیاز نداشته و از داخل زمین زدن چوب های راست کرگز و در پشت آن گیاه بته که تصویر آن در عکس های موجود در پست قابل مشاهده است ساخته می شد. البته در نوعی دیگر از آن از چوب استفاده نمی شده و فقط گیاه بته است که روی هم چیده می شده است.

 منبع:

سیستان نگاه








برچسب‌ها: گاش در سیستان, فرهنگ سيستان, ني خلك, نگهداري دام ها
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام

انسان ها همیشه اهمیت خاصی برای حفظ حریم خصوصی خود داشته اند و برای این از راههای مختلفی بوجود آمده است یکی از آنها تعیین حریم می باشد و ورود به این حریم نوعی تخطی می باشد.

این تعیین حریم باعث بوجود آمدن مالکیت میشود و بعد مدتی این مالکیت باعث تعیین حریم برای ملک افراد میشود در سیستان نیز برای حفظ حریم ملک خود از تنگ بستن استفاده میشده.
در سیستان دو نوع تنگ وجود دارد. یک نوع که عکس آن در زیر دیده میشود با نی ساخته میشود نوع دیگر با چوب درخت کورگز و نوع دیگر با گیاهی معروف به بوته bota
نام تنگها نیز با توجه به استفاده آنها فرق می کند. تنگی که برای دام استفاده میشود به گاش معروف است و در قدیم برای حفظ نی ها و علوفه ها نیز تنگ هایی درست می کردندکه به نی بند معروف بوده.
این اطلاعات ناقص بوده و از دوستان میخواهم این اطلاعات را تکمیل کنند.
میروم سراغ عکس ها

[تصویر: 1318837546_3_9110d06b15.JPG]


[تصویر: 1318837647_3_e2f29c2c98.jpg]

برچسب‌ها: تنگ, teng, بندی در سیستان, فرهنگ سيستان, حريم خصوصي, ني خلك
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

ین هم عکس هایی از بازی کشتی کچ گردان
  عکاس آقای گلشاهی باشند.

[تصویر: koshtikach.jpg]


[تصویر: koshtikach1.jpg]


[تصویر: koshtikach2.jpg]


[تصویر: koshtikach3.jpg]


[تصویر: koshtikach4.jpg]


[تصویر: koshtikach5.jpg]


[تصویر: koshtikach6.jpg]


برچسب‌ها: عكس بازي هاي سيستان, عكس بازي كشتي كچ گردان, عكس بازي هاي بومي سيستان يا زابل, عكس بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1391ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

آهنگ وطن
خواننده سیستانی: آقای کدخدایی*
خواننده بلوچ: استاد ماشاا.. بامری
شاعر: اقای محمد گل شهریاری
حجم:5.90 مگ
پسوند: wma
دانلود کنید

آهنگ بهار انقلاب
خواننده سیستانی بهروز شبستری
خواننده بلوچ: اقای کامبیز "عبدالله " صالح زهی
شاعر سیستانی: اقای محمد گل شهریاری
شاعر بلوچ و تهیه کننده این اثر: عبدالسلام بزرگ زاده
حجم: 10.6 مگ
پسوند: mp3
دانلود کنید

این کارها در راستای وحدت سیستانی و بلوچ اجرا شده و برای صدا و سیمای استان.
*لوح فشرده موسیقی سیستان به نام آوای سیستان با صدای ایشان به بازار عرضه شده. البته خیلی کم یابه. تهیه کننده این آلبوم نیز آقای بندانی بوده.
موفق و مانا باشید


برچسب‌ها: آهنگ سيستاني, آهنگ بلوچي, كدخدايي, بنداني, ماشالله بامري, آهنگ وطن, آهنگ بهار انقلاب, آهنگ تلفيقي سيستاني و بلوچي
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

یاد نامه ای می افتد که دیشب برایشان آورده اند...

مادر چوب دستی من کجاست؟

مادر صدای تلوزیون را کم می کند و دکمه پوز دستگاه ویدیو را می زند...

تصویر ثابت مانده روی چوبهای بهم خورده دو نفر..

مادر با تعجب نگاهی می اندازد

چوب دستی تو میخوای چیکار؟

مگه صدا رو نمی شنوی؟

می شنوم ..

خب من هم میخوام برم.. قبلا چوبم رو گذاشته بودم پشت کمد اما الان نیست..

هر چی پشت کمد بوده رو بردم تو انباری داخل ماشین لباسشویی خراب گذاشتم حتما اونجاست...

هنوز از درب اتاق بیرون نرفته است که مادر دستگاه را از حالت پوز خارج می کند ...

از خانه خارج میشود از باغچه داخل حیاط که در سمت راست قرار دارد می گذرد. به درب انباری میرسد سرش را خم میکند تا از درب کوتاه وارد انباری شود..

اه اینجام که نیست..

از انباری بیرون می آید. از درب کوچکی که بین خانه خودشان و خانه عمویش هست خاله اش را می بیند..

خاله چوب دستی من کجاست؟

کدوم چوب دستی؟

همونی که گذاشته بودم زیر پهن گاو ها تا سفت بشه و ترک بر نداره؟*

آهان. اون چوب دستی. اون که دست برادرزادت بود داشت می رفت..

حالا من چی کار کنم؟

من یه چوب دستی دارم میخواییش؟

زود باش بیارش ببینم بدرد میخوره یانه

شلنگ آب را درون گودی زیر درخت توت داخل حیاطشان میگذارد و وارد انباری ای میشود که سقفش ایرانیت شده و هنوز دربی ندارد از زیر بلوک های زیر کیسه های گندم چوبی در می آورد..

بدردت میخوره این چوب دستی؟

آری خیلی هم خوبه ممنون..

می دود تا از قافله عقب نماند..

وارد حلقه ۴۰ نفره میشود و میپیوندد به جمع چوب بازان

یک بار چوبش را به چوب نفر سمت چپی اش میزند یکبار به چوب سمت راستی اش.. با حرکات دست و پای خاص

دهل نواز بعد از مدتی کمی ریتم را تندتر می کند و ساز زن نیز آواز سازش را عوض میکند مطابق ریتم و آواز دهل...

چوب بازان با هم یکصدا شاواش میکشند. چه صفایی دارد چوب بازی..

* به دليل گرما و رطوبت موجود در پهن چوبي كه در زيرشان مي ماند ترك بر نمي دارد و سفت ميشود. و موقع چوب بازي به دليل ترك نداشتن در دست بهتر جا مي گيرد.البته براي اين كه چوب ترك بر ندارد در زير آب هم مي گذارند چوب را.


برچسب‌ها: چوب بازي سيستان, رقص چوب, سيستان, فرهنگ سيستان, دلنوشته سيستاني
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام
عکس هایی از بازی کبدی
به زودی عکس های بیشتری خواهم گذاشت
عکاس ناشناس؛ ولی گمان کنم آقای گلشاهی باشند

[تصویر: khoso6.JPG]


[تصویر: khoso5.JPG]


برچسب‌ها: عكس بازي هاي سيستان, عكس بازي كبدي, عكس بازي هاي بومي سيستان يا زابل, عكس بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

مواد لازم:
گیاهی به نام سوزی* (البته در سیستان)( به جای این میشود از اسفناج هم استفاده کرد ولی به خوش طعمی سوزی نمی شود)
پیاز
سیب زمینی
تخم مرغ
سیر
نمک و فلفل
روغن
اول از همه باید سوزی را تهیه کنید.
سوزی را در آب جوشانده تا شل شود (چیزی شبیه برنج) آبش را می گیریم و میگذاریم کمی سرد شود
در همین زمان که سبزی را می جوشانیم سیب زمینی را آب پز می کنیم و پیاز را سرخ می کنیم.
ته قابلمه کمی روغن (اندازه آن با کم یا زیاد شدن سوزی متفاوت میشود) می ریزیم و مواد آماده را درون روغن میریزیم
همه اینها را به همراه تخم مرغ (که قبلا هم زده ایمش) نمک و فلفل و سیر اضافه میکنیم به سوزی آماده و هم میزنیم تا ته نگیرد.
هر وقت که احساس کردید که مواد خوب به خورد هم رفته اند میتوانید استفاده کنید.

[تصویر: 1301985297_3_16e1a4c718.JPG]

دقت كنيد:

البته سوزی ای بهتر است که دانه (در سیستان به گل و دانه اش میگویند خول khul) نداشته باشد. به قول سیستانی ها نوجی noji (تازه و جوان) باشد

*گیاهی که در خوراک سوزی استفاده می شود. گیاه ازمک با اسم علمی Cardaria draba نام دارد.


برچسب‌ها: آشپزخانه سيستاني, غذاي محلي و بومي سيستان, طرز تهيه سوزي, غذاهاي بومي و محلي ايران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام
امروز با عکس هایی از بازی خسو در خدمتتان هستم.
عکاس را نمی شناسم ولی گمان کنم آقای گلشاهی باشند.

[تصویر: khoso.JPG]


[تصویر: khoso1.JPG]


[تصویر: khoso3.JPG]


[تصویر: khoso4.JPG]


[تصویر: khoso7.JPG]


[تصویر: khoso8.JPG]


موفق و مانا باشید
برچسب‌ها: عكس بازي هاي سيستان, عكس بازي خسو, عكس بازي هاي بومي سيستان يا زابل, عكس بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

آيا وحدت مهمترين موضوع سيستان و بلوچستان است؟
1: وقتي دو يار به سر و كله هم مي پرند جا پاي ديگران در مسائل شان باز مي شود. البته ممكن است نيت خير باشد و قصدشان اصلاح امور ولي هميشه بخت يار نيست. و گاهي براي بعضي  اصلي به نام تفرقه مهم مي شود. تفرقه چيزي جز تشويش اذهان عمومي همراه ندارد. اگر اين تشويق قوي باشد حتي بزرگ ترين و داناترين افراد هم باورشان مي شود كه تشويش وجود دارد. و اگر اين افراد باور شان شود اين تفرقه به اصل مهمي در تصميم گيري افراد و دول و قوم ها بدل مي شود.

2: ضرب المثلي هست در سيستان كه مي گويد - دو برادر و هم مپره ابلهو گمون بد مبره- يعني دو برادر با هم بحثشان مي شود ابلهان گمان بد مي برند. در بين سيستان و بلوچستان گاهي مسائلي پيش مي آمده ولي اين مسائل مانند مسئله ي دو برادر است. ولي جاي اينكه مسئله حل شود افرادي براي وساطت وارد گود مي شوند كه اين مسائل را حل كنند ولي چون آشنائيتي با سيستان و بلوچستان و خلق و خوي مردم آن ندارند نمي توانند كاري از پيش ببرند. در همين حين افرادي نيز كه به دنبال استفاده از اين موقعيت براي منافع خود هستند شروع به گل آلود كردن اين آب مي كنند تا ماهيان بزرگتري نصيب شان شود و موفق هم مي شوند. تشويش اذهان بقدري زياد مي شود كه بزرگان اين دو قوم هم گاهي اين را باور مي كنند.
3: از طرف ديگر امكانات معيشتي و رفاهي در اين منطقه با كمبود شديدي مواجه است. كمبودي كه مردم را مجبور به كار هايي مي كند كه تا به حال به آن نيازي نبوده است يعني – قاچاق-. و اين مصداق سخن گرانبهايي ست كه مي فرمايد -و نزديك است كه فقر به كفر تبديل شود-
4: مردم اين ديار با چنين ذهنيتي به اجبار يا اختيار مهاجرت و يا مسافرت مي كنند. اتفاقي كه مي افتد با اين ذهنيت با ديگران هم در اين مورد همان نظرات را تكرار مي كنند. نظراتي كه از لابه لاي نظرات مشوش در آمده پايه و اساس شكل گيري نظرات مردم ديگر اقوام و مناطق ايران مي شود. و همچنين بدليل كمبود امكانات تعداي از مردم رو به قاچاق مي آورند قاچاق مواد مخدر سود خوبي دارد. پس تعدادي از آنها به اين كار روي مي آورند. در اين بين كساني از مناطق ديگر به اين مناطق مي آيند شرايط بحراني تر مي شود. و رسانه ها نقش شان پررنگ مي شود.
5:  اهالي رسانه نيز متشكل از همين مردم اند. و در بين همين مردم زندگي مي كنند. اين گونه مي شود كه اخباري كه از اين منطقه كشور پخش مي شود كشف مواد مخدر و قتل و اشرار و جنايت و .. مي شود خبر هايي كه هر روزه بصورت روتين در تمام جهان رخ مي دهد ولي از هيچ اهميتي بر خوردار نيست درمورد اين بخش كشور مهم مي شود.
6: كار از خبر هم مي گذرد. در فيلم هاي سينمايي هم اگر فردي اشرار ي يا قاچاق چي مواد را نشان مي دهند لباس شان بلوچي است. كسي به لهجه و زبان توجهي نمي كند. سوژه ها هيچ كدام به گويش سيستاني و زبان بلوچي حرف نمي زنند. فقط لباس شان لباس محلي سيستان و بلوچستان است.
7: حال همه اينها منتظر يك مويد است –تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيز ها-  عبدالمالك حادثه اي تروريستي در تاسوكي انجام مي دهد. بمب رسانه اي منفجر مي شود همه نگاهها به سيستان و بلوچستان دوخته مي شود. چند تن گروگان سر بريده مي شوند و اخبار بدون هيچ گونه فيلتر و پوششي اين را نمايش مي دهد. اوضاع از آنچه هست هم بحراني تر مي شود. به گونه اي كه تعدادي از فاميل ريگي محبور مي شوند فاميل شان را هم عوض كنند. به فاميل ريگي ويزا داده نمي شود. و در خيابانهاي تهران به هر كسي كه لباس محلي به تنش باشد به چشم تروريستي نگاه مي شود كه بمبي به كمر دارد و قصد دارد جايي را منفجر كند.
در همه اين فرايند سني مذهب بودن قوم بلوچ را هم بايد مد نظر قرار داد. چيزي كه براي بعضي خوشايند نبود و اين را ابزار دستي براي كارهاي نسنجيده شان مي كردند.  اعمالي كه اوضاع را وخيم تر از آنچه كه بود نشان مي داد. و بازخورد آن در جامعه نمود خوبي نداشت. آن چيزي كه از همان اول بسياري از اين مسائل به آن ربط داده مي شود تفرقه بين سيستاني و بلوچ است. سيستاني و بلوچي كه آئينه هم بوده اند و در تمام اعصار در كنار هم زندگي كرده اند. بدون هيچ بحث و مسئله اي.
همه اين مسائل باعث ايجاد نگاهي منفي در بين مردم ديگر نواحي كشورمان در مورد مردم اين خطه از سرزمين مان شده. در حالي كه آناني كه در اين منطقه زندگي كرده اند و يا زندگي مي كنند به اين اذعان مي كنند كه آنچه تصور مي شود و آنچه وجود دارد دو دنياي متفاوت است كه اگر بخواهيم نقش عوامل تاثير گذار در اين مورد را بسنجيم نقش رسانه در اين ميان بزرگ تر از بقيه عوامل است. رسانه با نشان دادن اخباري كه از اين تفكر حمايت مي كند اين تفكر را كه در سيستان و بلوچستان تفرقه است را بزرگ مي كند در حالي كه چنين چيزي به هيچ وجهي درست نيست.
جز رسانه آنچه كه در اين بين نقش تقريبا مهمي را دار است نقش مسئولين غير بومي كه به دليل عدم شناخت از مردم و فرهنگ مردم باعث تقويت اين نوع نگاه در مسئولين بالا دست و برنامه ريزي آنها بر اساس تفكرات غلط و اطلاعاتي ناشي از برداشت هاي غلط مي باشد. و اين نوع نگاه باعث عميق تر شدن شكاف بين مردم مسئولين مي شود. مسئوليني كه از دل مردم بالا مي آيند و بايد براي مردم كار كنند . با مردم باشند.
با همه اين تفاسير آنچه مبرهن است اين است كه بين سيستاني و بلوچ تفرقه اي احساس نمي شود. كه نيازي به وحدت باشد. تقابل هايي گاهي بوده كه اين الان هم وجود دارد. نه تنها در سيستان و بلوچستان بلكه در بوشهر در شهرهاي استان فارس در كردستان و در تعدادي از استان هاي ديگر كشور عزيزمان نيز قابل مشاهده است. اما در سيستان و بلوچستان با توجه به مسائل مذهبي مستقيما ربط داده شده به اين مسئله در حالي كه ما شاهديم كه در خانواده تشعيع عروس و يا داماد سني وجود دارد و بلعكس. در حالي كه در استان هاي همجوار و دورتر اين بلوغ فرهنگي را شاهد نيستيم.

و اگر بخواهيم اين نگاه را كاهش دهيم باز هم بايد خود رسانه اين كار را انجام دهد. رسانه با ساخت برنامه هايي ناقض اين نگاه مي تواند به ضعيف كردن اين نوع نگاهها كمك كند. رسانه به عنوان نقش واسط بين مردم و مسئولين مي تواند با بازتاب درست اخبار باعث شناساندن درست فرهنگ و مردم اين ناحيه از ايران در كشور عزيزمان شود. و انتخاب مسئولين بومي بدليل آگاه بودن و شناخت بهتر نسبت به مردم و تقويت نگاههاي مثبت در تقويت اين نوع نگاه مي تواند موثر باشد.

اين مطلب قبلا در وبسايت سيب پرس منتشر شده است...


برچسب‌ها: وحدت, سيستان و بلوچستان, شيعه, سني, وحدت شيعه و سني, مشكلات سيستان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

چيزي شبيه مقدمه:

فرهنگ...
تا الان خیلی از ما شنیده ایم که یکی را متهم به بی فرهنگی میکنند و یکی را هم مبری از این و با فرهنگ خطاب می کنند...
فرهنگ هم مانند خیلی از مباحث دیگر تعریف های متعددی شده و تعریف جامع و واحدی هم برای آن وجود ندارد...
ولی اکثر متفکران و اندیشمندان در اینکه موسیقی جزئی از فرهنگ یک سرزمین است متفق القول اند.
حال میخواهم این سوال را مطرح کنم که موسیقی در کجای زندگی مردم سیستان قرار دارد و موسیقیدانان چطور؟
دلایل عدم رشد موسیقی سیستان چیست و برای رفع این عوامل چه باید کرد؟
معضل هایی که ممکن است سر راه موسیقی دانان آینده قرار بگیرد چه خواهند بود؟
و سوالهایی از این دست...

درباره موسيقي سيستان:

از زمانی که اساتید گرام شریف و علی شهری شروع به فعالیت در عرصه موسیقی سیستان کرده اند زمانی بس میگذرد و بعد از آن معدود افرادی در این زمینه فعالیت داشته اند که از آن جمله اند استاد رئیس الذاکرین و شبستری و تعدادی از فعالین دیگری که نشان و نامی ازشان نیست و یا من اطلاعی از آنها ندارم.

استاد رئیس الذاکرین که خود قصد خوانندگی نداشته شعرهایی آماده میکنند تا استاد شبستری آنها را اجرا کنند ولی از آنجایی که استاد اوضاع زمانه را چندان مثبت نمی بیند از انجام این کارها امتناع میکند و این آثار توسط خود استاد رئیس الذاکرین در رادیو اجرا می شود.
بعد از مدتی که بازار موسیقی سیستان کاملا کساد بوده و کسی در پی احیاء موسیقی و کار در این زمینه نبوده دوباره موسیقی سیستانی جان میگیرد نمی دانم جرقه این را از کجا و چه کسی بدانم ولی به نظر می آید که ورود استاد آتشگر در این زمینه چندان بی تاثیر نباشد...
موسیقی سیستان (البته فقط دهل و ساز در درجه اول و سازهای دیگر در وهله و رتبه های بعد) کمی جان میگیرد تا جایی که حتی این موسیقی برای افتتاحیه المپیک آتن هم دعوت می شود و متاسفانه در درون استان و کشور با کمترین بازتاب خبری مواجه میشود (شاید هم من زیاد حضور ذهن ندارم) ..
موسیقی سیستان تا زمانی بس مدید به صورت کند ادامه می یابد و گاهی اصلا کاری نمی شود و اگر کارهایی در این زمنیه می شود تکثیر نمی شود (قول یکی از دوستان فعال در این زمینه) و یا اگر هم تکثیر میشود آنقدر کم است که کس زیادی در جریان توزیع و نشر این آثار قرار نمی گیرد. که این یکی از معضلات و چالش های بزرگ موسیقی سیستان است به گونه ای که آهنگ های آقای بندانی توسط دانشگاه برای همایش افتخارات سیستان خریده می شود و فقط محدود به دانشگاه تکثیر و بعد از آن برنامه روی به فراموشی و خاموشی میگذارد...
در این وانفسای خاموشی موسیقی فولکلور سیستان آهنگ گوچه زابل از خواننده ای ناشناس که بعدها مشخص میشود آقای پیری بوده منتشر میشود و مدتی می شود آهنگی که در گوشی هر سیستانی ای میشد پیدایش کرد و موسیقی روز می شود. این می شود جرقه ای برای دیگر رپر ها و پاپ خوان ها که موسیقی را به گویش سیستانی اجرا کنند...
از آنجایی که هنرمندی برای جهت دادن به این طیف از جوانان وجود ندارد به راهی که نباید موسیقی سیستان سوق می یابد به گونه ای که می بینیم آهنگ های طنز رپی خوانده می شود که نه شعرشان بار موسیقیی دارد و نه آهنگشان...
خوب این خلاصه ای از چیزی بود که من می دانستم و خوشحال میشوم دوستانی که بیشتر در جریان اند ما را آگاه کنند.
خب می پردازم به چالش ها
یکی از چالش ها را در پاراگرافهای قبل اشاره کردم حال به بقیه این چالش ها می پردازیم. اگر کمی دقت کرده باشید می بینید که بسیاری از کسانی که وارد عرصه موسیقی سیستان می شوند آگاهی زیادی از قدیمی های این عرصه ندارند و حتی گاهی حتی نامی هم از هنرمندان قبلی شان در ذهن ندارند این را میتوان بزرگترین چالش فراروی موسیقی دانان سیستانی دانست. چالشی دیگر که باید اشاره شود بازخوانی مدام آهنگ های خواننده های قبل است. این آنقدر گسنرده است که حتی آهنگ فولکلکور "موکه مه کنجکه تونو" به رپ هم خوانده می شود و کمترین نقد و انتقاد از جانب فعالین این عرصه به اینم وارد می شود.
چالش عدم آشنایی با دستگاههای موسیقایی سیستان و تحقیق جامع در این زمینه است به گونه ای که وقتی نام ساز چورگیر را برای خیلی از قدیمی های فعال موسیقی سیستان میبرم میگوید که من تا الان چنین نامی نشنیده ام!.
چالش دیگری که فراروی موسیقی سیستان هستند ناخودباوری فعالین این عرصه است و گاهی این ناخود باوری باعث ایجاد این فکر شده که مردم سیستان از موسیقی دورند و زیاد دوست ندارند وارد این عرصه شوند ولی آنچه تا الان مشاهده شده عکس این مطلب را اثبات نموده است.
جدیدا گاهی که پیچ رادیو را باز میکنم متوجه میشوم که آهنگهایی که از رادیو پخش میشود با ارگ توسط موسیقیدان های قدیمی اجرا شده پخش می شود و این یعنی اینکه امکانات کافی برای کار در این عرصه وجود ندارد. و چون امکانات کافی وجود ندارد چاره ای جز روی آوردن به کارهای مبتذل و سطح پایین نمی ماند.

به نظر شما چه باید کرد برای وارد کردن نسل جوان به عرصه موسیقی؟


برچسب‌ها: موسيقي سيستان, شبستري, شريف, علي شهري, درباره موسيقي سيستان
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

سرگرمی و بازی کودکان بوده است هم پایه و مشابه (( اتل متل توتوله )) که امروز در همه جا رایج است . شعر آن چنین است .
اره غنی ، بره غنی . سپا غنی . چنگل بز . اتیمه بز . تل تل واتل تل .
پنجه کشونون شکر . هفتاد میخ آینی . سلسله پای امدک . امدک در باغه . دو لنگ یو پر خاکه . اسبه کجا بستی . در کل میدونه . میدونه چی میدونه کلید .
با هر کلید که گفته شود دستی که به کلید ختم شده باید بوسیله شرکت کننده گرم شود و آنکس که نتواند در پایان بازی دست خود را گرم کند بازنده است .
دستگاه با وسیله سنجش گرمای دست بازیکنان صورت و یا گونه خواننده شعر است که در گویش محلی سر استادک گفته میشود .
منبع: كتاب كندو


برچسب‌ها: بازي هاي سيستان, بازي اره غني, بازي هاي بومي سيستان يا زابل, بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

بعد از مدت ها وبسایت سیستان نگاه رو راه انداختم هنوز بصورت کامل راه نیفتاده ولی امکاناتی که نیاز بوده رو راه بندازم راه انداختم...

sistankade.ir

این لینک وبسایتمونه..

اگه دوست داشتین عضو بشین ولی برای نوشتن توش باید شرایط خاصی داشته باشین که یکی از اونا شناخته بودنتون هست.

عضویت بازه ولی امکاناتی برای اعضای عادی باز نیست..

باید با مدیر وبسایت هماهنگ کنید تا براتون امکانات رو باز کنه....


برچسب‌ها: وبسایت سیستان نگاه
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام
دوستان گرامی امروز در خدمت شما هستیم با کلیپی از رمضونیکه در سیستان


[تصویر: RAMAZONIKA.jpg]

دانلود با کیفیت خوب
پسوند: wmv
حجم: 5.2 مگ
زمان: 3 دقیقه


دانلود با کیفیت پایین (موبایل)
حجم: 2 مگ
پسوند: 3gp


موفق و مانا باشید


برچسب‌ها: فيلم سيستان, فيلم فرهنگ سيستان, رمضونيكه در سيستان, ماه رمضان در سيستان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

بُزلَنگی بیومه نو تره بدوزی...

وله فکر نمِکَه که یَکهِ استه که نمِلَه در دوم او مونی نو ترَه از بندیو دَر میارَه...

دِشتو مِجَستو که صدا بُزلَنگی رَه بیَشنیدو که و غیض بو نو غار مکَشی

_اگه ترَه بگیرو غلیه غلیه مینُو

هر چه غَلماشکی بکَه نَتنِست که منَه پیدا کُنه

از مه دور شَ میَه بِجَستونو برَفتو در نیزار قُرُق که غرِفِ پَرزَدِ سگه دِشت از مِه دور میشه

فَمیدو رَد بزلنگی افتیده

و تو دِشتی غَش غَش مخندیدی و از خنده غلت میزدی

هنوزه یادتو استه؟

______________________پ.ن:

بزلنگی: هیولایی افسانه ای

غلماشکی: جست و خیز

غرف پرزد: پارس کردن قوی سگ


برچسب‌ها: بزلنگي, داستان سيستاني, گويش سيستان, دلنوشته هاي سيستاني, داستان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

با سلام

بمناسبت تولدم ...

فصل تیرماه و برداشت هندوارنه و خربزه از پالیز های زابل
البته تا الان اکثر پالیز ها به دلیل گرمای شدید از بین رفته اند. و پالیز هایی که از این گرما جان سالم بدر ببرند میگویند "تیرماهی" شده اند و تا شهریور بار خواهند داد.

[تصویر: paliz.JPG]


[تصویر: paliz1.JPG]


[تصویر: madar amir.JPG]


[تصویر: kaval.JPG]


[تصویر: jaleng.JPG]


[تصویر: goje.JPG]

به حشره ای که در عكس سوم روی برگ نشسته در سیستان مادر امیر می گویند. (البته منطقه ما در مورد بقیه مناطق اطلاع ندارم)
امیدوارم لذت ببرید.
موفق و مانا باشید
برچسب‌ها: پاليز سيستان, كشاورزي در زابل, كشاورزي, زابل, خرمن, عكس هايي از طبيعت سيستان, سيستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

سلام
مسافر سیستان است چیزی نمانده که به خانه دوستش برسد
به رود آبی میرسد
هوا گرم است و آبتنی ای میچسپد
شیرجه میرود در آب با لباس
کمی شنا میکند
"وای چه لذتی داره شنا در یک روز گرم سیستان"
از نهر آب بیرون می آید آفتاب سوزان است و لباس خیسش در کوتاه زمانی خشک میشود..
و آفتاب داغ باز هم ادیتش میکند
چیزی نمانده به خانه دوستش برسد
دوستش به پیشوازش می آید
چیزی نمانده از گرما غش کند...
سلام زود بیا داخل تا حالت بدتر از این نشده
"وای هوای خانه چه خنکه. چیکار کردین که این همه خانه خنک است؟"
از خار خونه استفاده کردیم.
"خارخونه چیه؟"
در سیستان برای اینکه بشود هوای گرم را به هوای مرطوب و معتدل تبدیل کنند و بتوان هوا را تحمل کنند از خانه هایی به نام خار خانه استفاده میکنند.
پشت پنجره ها بوته های خار قرار داده و هر چند وقت آب بر روی خار ها میپاشند و هوای گرم با عبور از این خارها و جذب رطوبت به هوای مرطوب و خنک تبدیل میشود. که به این خار خانه گفته میشودپ
البته الانه با استفاده از کولر و دیگر چیز ها نیازی به این نیست.
و دیگر در سیستان وجود ندارد این...
موفق باشید


برچسب‌ها: خارخونه سيستاني, خارخانه سيستاني, زابل, فرهنگ سيستان, فرهنگ زابل, راه مقابله با گرما
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

بي بي سكينه اين روز ها وقت سر خاراندن ندارد.

حق هم دارد. پا به پاي بچه هايش درو مي كند. انگار خستگي ندارد اين شير زن.

منگال را كه در دست مي گيرد زمين هم ياراي مقاومت در برابرش را ندارد ساقه نحيف گندم كه جاي خود دارد. مي گويد بعد از ظهر بايد گندم هاي درو شده را جمع كنيم وگر نه اگر امشب باد بيايد ذره اي از دوري مان را برايمان نمي گذارد.

بعد از ظهر دوباره بر مي گردم. من كه مي آيم بيشتر درو جمع شده . دسته هاي كوچك را روي هم گذاشته اند تا بزرگتر شود روي شان خشتي گذاشته اند كه اگر باد بيايد نتواند گندم ها را ببرد. خوشه گندم را جهت مخالف باد رو به جنوب و طرف بدون خوشه اش را رو به باد  بطرف شمال گذاشته اند.

بي بي چرا شيب و بالا گذاشتين چرا به بغل و قبله مشرق نگذاشتين؟

پسرم اگه به بغل بذاريم باد همه دسته ها رو خراب مي كنه. اونوقت چيزي براي برداشتمون نمي مونه. وقتي كه پشت به باد مي ذاريم خوشه ها رو باد نمي تونه خراب كنه. جز اين هر چي هم كه باد تند باشه حتي دسته هم خراب نمي شه.

دسته ها كه جمع مي شود. سهراب وسايل را جمع مي كند. قدم زنان راه را طي مي كنيم

بي بي چرا دروي همين امروزتون رو خرمن نمي كنيد؟

اگه دروي همين امروز را خرمن كنيم چون ساقه گندم ها كمي خيس و حجم گندم ها كه روي هم قرار مي گيرد زياد است و هوا به گندم ها كم مي رسد رطوبت ايجاد مي شود كه باعث خراب شدن محصول مان مي شود. براي اين هم چند روزي مي گذاريم كه ساقه ها خشك شود و بعد از آن نيز آنها را خرمن مي كنيم.

هنوز بي بي دارد توضيح مي دهد. به دروي چند روز قبل شان رسيديم.زمين شان بزرگ است هكتارش را نمي دانم ولي  15 روز پيش شروع به درو كرده اند و هنوز هم 10 روز ديگر را دارد. سهراب وسايل را پياده مي كند. بي بي حيله را بر مي دارد.

بي بي چون توان بلند كردن بار سنگين را ندارد كلاك (فرشي مربع شكل شبيه سفره هاي نان سيستاني كه در چهار گجوشه اش نخي تعبيه شده) مي بندد دسته هاي گندم را با كمك ابزاري به نا ايله eila  (ابزاري وي شكل) درون كلاك قرار مي دهد.

سهراب و تهمينه كمكش مي كنند و نخ هاي كلاك را محكم مي بندند تا مبادا وسط راه نخ ها باز شود و گندم ها زمين بريزد. تهمينه كمك مي كند سهراب كلاك را روي سر بگذارد.

چرا ايستادي بيا كمك كن..

من؟

آري پسرم..

من بلد نيستم...

بيا خودم بهت ياد مي دم دو بار اين كار را بكني ياد مي گيري. ايله را مي دهد دست من. كار با ايله قلق مي خواهد براي من كه تا الان كاري نكرده ام ياد گرفتنش سخت است چند بار توضيح مي دهد.

با كمي تلاش و توضيحات بي بي مي دانم چگونه ايله را در دست بگيرم كه گندمي بر زمين نماند.

مي رود پاي كلمن كمي آب بخورد. آب كه مي خورد دوباره سمت من مي آيد

ايله رو بده پسرم..

نه بي بي من جوونم شما پير. تا حالا كه ياد نداشتم بهونه داشتم ولي حالا كه ياد گرفتم نامرديه كه بذارم شما با اين سن كار كنيد و من تماشا كنم.

كمي استراحت كن بي بي جان..

خير ببيني پسرم...

اين را كه مي گويد بيشتر ذوق مي كنم و اشتياقم براي كمك بيشتر ميشود ..

نيم ساعتي كمكش مي كنم. دستانم شروع به سوختن مي كند. آب بيني ام شروع به ريختن مي كند چشمانم كمي مي سوزد.

لبخند مي زند. دستش را دراز مي كند كه ايله را بگيرد

ـ درسته كه جوان روغن نباتي ايم بي بي ولي مردي چشمه اش در ما نخشكيده كه ايله رو به تو بدم...

لبخندي مي زند خدا از جووني كمت نكنه پسرم.

ادامه دارد...


برچسب‌ها: داستان سيستاني, درو, بي بي سكينه, داستان كوتاه, تقي خواجه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

این بازی بین 5تا10نفراجرامی شود
نحوه بازی:
دروهله اول همه بازیکنان درکناردیوارنشسته پشت خودرابه دیوارزده وپاهای خودرادرکنارهم دراز می کنندهمه ی افرادشروع به خواندن شعر
کریچوکریچو پندونه-موش رفته باله خونه همسایه-همسایه ر دوز برده-دوزو صحرابرده-یکه وتنهابرده
می کنند
وهمراه باخواندن شعربادستهای خودمفاصل زانو و روی کشکک راماساژمیدهند
(یک حالت مالش وگرم کردن)وبعدازپایان شعریکی یکی ازجای خودبلندمیشوند
واین بلندشدن بدین خاطراست که ازپاقسمت ماساژداده شده صدامیدهد.که دراصطلاح محلی به آن می گویندکریچ وهرکدام ازاین بازیکنان که پایش صدا کند برنده استوامتیاز به اوتعلق میگیرد اماکسی که پایش صدانکندیعنی خوب گرم نکرده وامتیازی نخواهدداشت.
برچسب‌ها: بازي هاي سيستان, باز ی کریچو کریچو پندونه, بازي هاي بومي سيستان يا زابل, بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

مگیرو که تو سر شاعر قرنی
نمتنی که اینجا نقش نو پرنی
نمتنی بوگی لعنت و شعر تو
 شعر که جز مه ایچکه از برنی(ست)
نمتنی بوگی که دروغ اصل تره
دنیای ما صحرای محشر نی
نمتنی بوگی جز ای گپ نیه
رو دل ما جو ور ای گپا ور نی
خودکارو دفتر از تو شعر از تو
مثل کوته گوش ما جو کر نی
گفته گپ نو دره یو مونده
سیستونی میگه گپ آخر نی


برچسب‌ها: اشعار تقی خواجه, شعر به گویش سیستانی, شعر زابلی, اشعار شاعران سیستانی, اشعار سيستاني
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

به گزارش خبرگزاری انجمن قلم ایران

در امتداد اجرای انتشار"صد اثر از صد نو قلم" طرح مشترک انجمن قلم ایران و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،به تازگی مجموعه اشعار"به وقت کبوتر" سروده "علی شهریاری"از سوی انتشاراتی این تشکل روانه بازار شد.


تصوير
اشعار این کتاب دارای دو فصل می باشد، فصل اول با عنوان "اندوه پاره ها" شامل اشعار:سوال ، چند زخم دیگر؟ ، تب ، تولد ، لالایی ، چند کبوتر ، روز مرگی ، تاب بیاور ، فرهاد واره ، نسیم سر بی خیابان ، مدرنیسم و... وفصل دوم با عنوان"کوتاه واره ها" شامل اشعار: مخدر ، پرواز ناممکن ، درخت نیستم ، لبخند ، قربانی ، قفس ، نگران ، قلنج خیابان ، آغوش دریا و...

مجموعه اشعار "به وقت کبوتر" در103 صفحه ، قطع رقعی ، با شمارگان 2200 تسخه به بهای 1250 تومان منتشر شده است. علاقمندان می توانند این کتاب را از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران_ خیابان سید جمال الدین اسد آبادی_ بالاتر از میدان سید جمال الدین اسد آبادی، بعد از کوچه 44 – شماره 358 _ تلفن 88214440 تهیه کنند.

گفتنی است دکتر علی شهریاری از شاعران خوش قریحه ی سیستان بوده که با حضور مستمر در انجمن های ادبی متعدد کشور نام خود را در شمار شاعران فرهیخته و صاحب نام این خطه ثبت نموده است.

علاقمندان جهت ارتباط با مولف این اثر می توانند با رایانامه ی ایشان به نشانیashk_se80@yahoo.com تماس حاصل فرمایند.


برچسب‌ها: علی شهریاری, به وقت كبوتر, انجمن قلم ايران, اشعار شاعران سيستاني
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

قبرستان ها يكي از جا هايي هستند كه انسان را مستقيما به ياد مرگ مي اندازند.
اين عكس هاز از باغي واقع در جنوب قبرستان اديمي گرفته شده است.

[تصویر: DSC03401.JPG]


[تصویر: DSC03402.JPG]


[تصویر: DSC03403.JPG]


[تصویر: DSC03404.JPG]


[تصویر: DSC03405.JPG]


[تصویر: DSC03406.JPG]


[تصویر: DSC03407.JPG]


[تصویر: DSC03408.JPG]

برچسب‌ها: قبرستان اديمي, عكس سيستان, عكس طبيعت سيستان, اديمي, قبرستان
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

اشك در چش يو جمه
صداي موبايله كم مينه مله رو بالشت سر خا
موبايل انوز داره پخش مينه
خوشا مله
خوشا ملو خوشا روزه كه بازه دست و روي سفي نماي چاپ و چوبازي بي همتاي سيستون مره سوقو بره ور هركه سراغ پرسون سيستونه او وقت شايد كسه قدره حبيب الله مير آتشگر بدونه
صداي دهل و ساز از زير رو مي آيد
اشك نا خود خواسته از چش يو مزنه بورو
رفيقو مپرسه چكارشته؟
ميگه
حس نوستالژيك

کیفیت بالا


کیفیت پایین


برچسب‌ها: دلنوشته سیستانی, استاد رئیس الذاکرین, دکلمه سیستانی, دول و ساز زابل, چاپ و چو بازی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


او لَ لَ تو آسوكِ خا بگفتي برفتي
الوون دل موكِ خا بگفتي برفتي
ما مونده نو سيستون كه جو دارَ انوز
ور بونَ تو از كوكِ خا بگفتي برفتي


برچسب‌ها: اشعار تقی خواجه, شعر به گویش سیستانی, شعر زابلی, اشعار شاعران سیستانی, اشعار سيستاني
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

این بازی یکی ازبازی های قدرتی می باشد که برای انجام آن حداقل به  2 نفر نیاز است ضمنا این بازی بصورت گروهی نیز انجام می شود.

مهارت: تقويت قدرت و سرعت آمادگي جسماني

وسايل مورد نياز: هيچ

روش بازی:
دو نفر از دو گروه به میدان می روند و رو به روی هم قرار می گیرند و یکی از پاهای خود را بلند کرده و دست به سینه لي لي به سوی هم حرکت می کنند و با قدرت به هم دیگر می کوبند و این کار تا زمانی ادامه می یابد که یکی از طرفین در اثر قدرت طرف دیگر تعادلش را از دست بدهد یا دست هایش باز شود یا پایی را که بلند کرده به زمین بخورد

مكان هاي مناسب براي بازي:

در مکان های مختلف با تعداد افراد بیشتر بصورت تک به تک یا گروهی انجام شود و می توان برای آن قوانینی وضع کرد.


برچسب‌ها: بازي هاي سيستان, بازي خروس جنگي, بازي هاي بومي سيستان يا زابل, بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

چل چل (به فتحه چ وسکون ل )نام بازی هست ازبازی های آبی محلی سیستان(زابل)که دررودخانه پرآب یااستخر و یک نفر داور قضاوت قابل اجرا می باشد.
اهداف بازی:
تقویت کلیه عضلات بدن وسرعت
وسایل بازی:
تکه ای چوب ورودخانه یااستخرآب وتعدادبازیکنان بصورت نامحدود می باشد

نحوه بازی:
هرگروه دریک طرف رودخانه یااستخر قرارمیگیرند داوریک تکه چوب (5تا10سانتی متر)راوسط رودخانه یااستخرومیان دوتیم پرتاب می کند.افرادهرتیم شناکنان ودرحالی که باآب پاشی ازپیشروی گروه دیگرجلوگیری کرده، چوب را برداشته و خودرابه محل اولیه رسانده واعلام یافتن چوب رامی نماید.هرتیم که امتیازبیشتری راکسب کندبرنده خواهدبود.
نام این بازی احتمالا از صدای آب گرفته شده وقتی که بازیکنان دو تیم در آب شنا می کنند صدایی به وجود می آید که در سیستان با این نام معروف است.
موفق و مانا باشید


برچسب‌ها: بازي هاي سيستان, بازي چل چل, بازي هاي بومي سيستان يا زابل, بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

وسیله بازی:کیچ (گیچ یااستخوان)
مهارت سنجیده شده:سرعت- قدرت
مقدمه: دو گروه شرکت کننده دراین بازی یک نفررابعنوان سرگروه انتخاب کرده این بازی بیشتردرشبهای مهتابی انجام می شود.برای اینکه کیچ که به رنگ سفیداست درتاریکی پیداشود؛یک نفرازیک گروه کیچ رابه طرفی پرتاب کرده بازیکنان دوگروه بایدبه جستجوی کیچ پرداخته وآن راپیداکنندبایداین کیچ رابه سرگروه خودبرساندوگروه مقابل دراین بین سعی می کندتابازوروقدرت خودکیچ را از این فرد گرفته وبه سرگروه خودبرساندوگروه خودی هم باید به کمک این فرد بیایندهرگروهی که قدرت بیشتری داشته باشدوکیچ رابه سرگروه خودبرساند،آن گروه برنده است.

دو تیم با تعدادی نفر به دلخواه (تعداد بازیکنان دو تیم یک اندازه)
استخوان ران مرغ و یا تکه ای چوب در همان اندازه
زمین با اندازه دلخواه
برای شروع بازی مثل تقریبا اکثر بازی های دیگر اول یارها انتخاب می شوند
دو نفر از بازیکنان به عنوان نماینده (کاپیتان) تیم انتخاب می شوند. (دو نفری انتخاب می شوند که زور بازوی بیشتری داشته باشند)
ساختار زمین بازی: زمین بازی را مثل صفحات یک دفتر فرض کنید که خط اول آن بولد است و یا دو خطه.خطی مانند آن در زمین کشیده می شود (با گچ و دمپایی و یا تکه های چوبش فرقی نمی کند).
شروع بازی:
برای شروع بازی زمین که آماده شد دو نماینده پشت خط قرار گرفته و باقی بازیکنان رو به دو نماینده و پشت به میدان اصلی قرار می گیرند. حال نوبت نماینده است تا وسیله ای که در دستش قرار دارد به سمت داخل میدان پرت کنند. و وقتی که نماینده اجازه دادن بازیکنان دو تیم شروع به گشتن برای یافتن وسیله انتخاب شده می کنند.
در این بین اگر گیچ بله زور انتخاب شده باشد بازیکنان تیم مقابل به هر روشی می توانند وسیله را از یار تیم مقابل که وسیله را پیدا کرده است بگیرند و اگر "گیچ بله رضا" انتخاب شده باشد با گفتن یافتم یا پیدا کردم و یا هر جمله دیگری که این را برساند می تواند اعلام کند و به نماینده گروهش تحویل دهد.
این بازی قواعد خاص خودش را نیز دارد
نمونه هایی از این قواعد:
1: پرتاب کردن وسیله بعد از پیدا کردن و عبور آن از خط (خطی که بازیگران رویش می نشینند) به منزله باخت تیم یابنده است و یا اینکه این گیم از بازی محسوب نمی شود. (با توافق دو تیم یکی انتخاب می شود).
2: در صورت پیدا نشدن وسیله بازی دوباره بازی با شئی دیگر تکرار می شود.
3: بازیکنان قبل از پرتاب وسیله نباید داخل زمین بازی را نگاه کنند (به منزله تقلب و تعقیب وسیله با نگاه است) و باعث می شود که شئی دوباره پرتاب شود.
4: بازیکنان حق پرسش و صحبت کردن با نمایندگانشان را ندارند. (این به منزله راهنمایی شان محسوب می شود)
فقط برای فهم بهتر سخنان طراحی زیر را انجام داده ام و خود میدانم که طراحی ام چندان خوب نیست ولی باید ببخشید بر ما (بضاعتمان همین قدر است دیگر)


عكس در سايز اصلي


برچسب‌ها: بازي هاي سيستان, بازي كيچ بله زور, بازي هاي بومي سيستان يا زابل, بازي هاي بومي ايران
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

بازار زنجير فروشان

بلوچي دوزي سوزن دوزي بلوچ در بازار زابل

تنوع شال

از اين شال ها موقعي كه هوا طوفاني هست و همچنين گرم استفاده مي كنند. موقع طوفان دور سر مي پيچند موقع گرما روي سر مي اندارند.

كودك كار سيستان


برچسب‌ها: كودك كار, بازار زابل, عكس هايي از يازار زابل, بازار زنجير فروشان زابل
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 


با سلام
اين گياه تا جايي كه يادم مياد اسمش شيرنك بود. از آنجايي كه احساس مي كنم اسمش را درست به خاطر نمي آورم از شما دوستان مي خواهم اگر اسمش درست نيست ذكر بفرماييد تا تصحيح بشه.
اين گياه مثل موز پوستش رومي گيرند و استفاده مي كنند. البته قديم ها معتقد بودند كه ميشه جاي آدامس ازشون استفاده كرد Smile !!

[تصویر: 1336283443_3_38fcedab2a.JPG]


[تصویر: 1336283322_3_065ca97f43.JPG]



[تصویر: 1336283368_3_dce31b40ad.jpg]

برچسب‌ها: عكس هايي از طبيعت زابل, گياه شيرنك, عكس سيستان, عكس زابل
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

میگی سلام ور تو که ور مه غریبه ای

میگو سلام ور تو که ور مه غریبه ای
یگ جور سه کو جو ته مه دل ور تو بشکنو
یا بگو سلام ور تو که ور مه غریبه ای
تلواس دل تو مینه دل مه ای ینه چز؟
ینه سلام ور تو که ور مه غریبه ای
بگفتو دل خراب گرفتار دل ترنو
بگفتی سلام ور تو که ور مه غریبه ای
سیستونی خو مپاش و دیوار روزگار
بس کو سلام ور تو که ور مه غریبه ای

برچسب‌ها: اشعار تقی خواجه, شعر به گویش سیستانی, شعر زابلی, اشعار شاعران سیستانی, اشعار سيستاني
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

توتن نام قایق محلی است که درروستاهاومناطق حاشیه دریاچه ی هامون درزابل مورداستفاده فراوان اهالی قرارمیگیردنقش این وسیله حمل ونقل آب مردم ووسیله صیدآنان میباشدبطوری که بدون آن قادربه رندگی نبودند.
اهداف بازی:
تقویت عضلات دست قدرت وسرعت،تعدادبازیکنان هم بطوردلخواه میباشد.
وسایل بازی:
توتن،پچو*
نحوه بازی:
توتن سواری ومسابقات آن هرچندگاه یکباربین توتن سواران به مناسبتهای مختلف برگزارمی شودوبصورت یکنفره میباشدومسابقه یابازی باسوت داورشروع میشودوهرشرکت کننده که همان توتن سوارمی باشدبه حالت ایستاده داخل توتن وبااستفاده ازپچو(پارو)طول مسابقه راطی میکندوهرشخص که زودتربه خط پایان برسدبرنده میباشدوجایزه فردبرنده گوسفند می باشد.
*چوب بلندی به ارتفاع 5تا6متر مه با آن توتن را به حرکت در می آورند.


برچسب‌ها: توتن سواري, بازي توتن سواري, درياچه هامون, بازي هاي سيستان, باز هاي زابل
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

آخر هفته استه پس فردا
كوچ مينو ور خيال تو
چش خا پت كه مينو مه جمعه
روز شو ميشو يگ لحظه
دس خيال خا تكو ميدا. پور كنه بريه بالا
سر بزنه و ياد تو
در بغل خا حس مينو. گرمي تره حس تره
سر خاه رو شونه مه ملي
نور ميايه ور خيال مه
دس مه ميره در موتو. دل مه زلف تو ميشو
شمع پروانه گل بلبل
ياد تو و اشك مه
اشك تو و ياد مه
سينه مه هوا مخوايه...


برچسب‌ها: دلنوشته سيستاني, گويش سيستاني, زبان سيستاني, نوشته زابلي, دلنوشته زابلي, گويش مردم زابل
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

اشك در چش يو جمه
صداي موبايله كم مينه مله رو بالشت سر خا مله رو بالش
موبايل انوز داره پخش مينه
خوشا مله
خوشا ملو خوشا روزه كه بازه دست و روي سفي نماي چاپ و چوبازي بي همتاي سيستون مره سوقو بره ور هركه سراغ پرسون سيستونه او وقت شايد كسه قدره حبيب الله مير آتشگر بدونه
صداي دهل و ساز از زير رو مي آيد
اشك نا خود خواسته از چش يو مزنه بورو
رفيقو مپرسه چكارشته؟
ميگه
حس نوستالژيك


برچسب‌ها: دلنوشته سيستاني, گويش سيستاني, زبان سيستاني, نوشته زابلي, دلنوشته زابلي, گويش مردم زابل
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط تقي خواجه  | 

مطالب قدیمی‌تر